مثل سایه بود

خرید بک لینک
امروز مثل یک سایه بود .یک سایه تاریک و گذرا . اصلا نفهمیدم چجور گذران وقت کردم . اون از اول روزمون که صبح و ظهرمون بهم دوخته شده بود و این از امشبمون که موبایل بدست مثل جنازه ها روی کاناپه دراز کشیدم . نمیدونم اصلا این گوشی موبایل چی داره که مثل خوره افتاده توی زندگی من که در روز ۲۴ ساعته باید یه دست و رویی روش بکشم . از بس که گناه داره طفلکی ! داغ میکنه صفحش ،شارژش تموم میشه ، صفحش کثیف میشه . آخرش منم بدبخت میشم ..... خلاصه اینا بخاطر استفاده زیاد از این تکنولوژی نه چندان مزخرف و اعتیاد آوره که بنده بهش معتاد شدم . اینستا و تلگرام رو از روش برداشتم . فایده ای نداشت که نداشت . اصلا شده مثل بچه ام . صبح و ظهر و شب باید ببینمش . فداش بشم گیر بد خوره ای افتادم . احساسات منو داره کم کم جریحه دار میکنه . کمتر از بیست روزه دیگه علوم پایه دارم اماهیچی نخوندم ،همش تقصیر همین گوشیه لامصبه .

عآاااای سوسک بشه بچسبه به دیوار باعث و بانی این اختراع لعنتی رو ...


☆ تیم پارس جنوبی بد جوری داره میترکونه . سه تا چهار تا داره میره تا جام

☆بالاخره نیمار راهی پاریس شد .

چشمان سبزش رو به چشم من...

ما را در سایت چشمان سبزش رو به چشم من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: شنبه 14 مرداد 1396 ساعت: 23:05

صفحه بندی