به نام مهربان ترین .
روز یک شنبه تاریخ ۱۰/۲/۹۶ ساعت ۲:۰۵ بامداد
وقتی که فکر میکنم و فکر میکنم و آخر هم یک متن من درآیی و تهی مینویسم ناراحت میشوم . میخواهم اینجا را مکانی کنم برای تند نویسی هایم.بنویسم و بنویسم مثل طوفان کلماتم را به هوا بسپارم.بدون آرایه و کلام خاص و زیبا.چه طنز باشد و چه جدی .البته طنز را دوست دارم اصلا دلم حال می آید برای نوشته های طنز . دیگر دستانم برای خودم نیست انگار که جنون دارند و مثل قاطری دم بریده میتازند . نوشته هایم در قالب پنیری خاطراتم نهفته اند در خواسته ها و از همه مهمتر عشق که همیشه آنرا در وجودم نگه میدارم.
میخواهم اینجا برایم کتاب باشد. کتاب زندگی کتاب باید ها و نباید ها کتاب شادی و ناامیدی کتاب ترس و شجاعت خلاصه همه ی چرخه ی زندگیم در آن خلاصه است .
ما را در سایت چشمان سبزش رو به چشم من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 9