من به راستی نمی دانم که شعر چیست. اما به همان اندازه که نسبت به ماهیت شعر جاهلم، معرفتی کامل دارم نسبت به آن چیزی که شعر نیست. آنچه که در نظر من شعر نیست، چیزی است که در من تغییری ایجاد نکند. چیزی است که چیزی را از من نگیرد و چیزی از جنس غم و شادی را به من ندهد. «ناشعر» چیزی است که توجیه کنندهء وجود من بر روی زمین نباشد و بودن مرا بر این کره خاکی معنی ندهد. چیزی است که برهان قدرت من بر آفرینش نباشد. چیزی است که در ظرف شکسته آبی، وجود مرا عرضه ندارد. به اختصار بگویم؛ شناخت من نسبت به آنچه «ناشعر» است راه نزدیک شدن به ادراک «شعر» است زیرا ما همیشه به تفسیر مفاهیمی می پردازیم که دارای ابهامند و نه برعکس ...
محمود درویش
برگردان؛ دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
ما را در سایت چشمان سبزش رو به چشم من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 34