شعر سعدی

خرید بک لینک

خوشتر از دوران عشق ایام نیست

بامداد عاشقان را شام نیست

مُطربان رفتند و صوفی در سَماع

عشق را آغاز هست ،انجام نیست

کام هر جویندهای را آخِریست

عارفان را، مُنتهای کام نیست

از هزاران ، در یکی گیرد سَماع

زانکه هر کس ، مَحرمِ پیغام نیست

آشنایان ، ره بدین معنی برند

در سرای خاص، بارِ عام نیست

تا نسوزد ، برنیاید بوی عود

پخته داند ، کاین سخن با خام نیست

هر کسی را نام معشوقی که هست؛

میبَرَد، معشوق ما را نام نیست

مستی از من پرس و ، شور عاشقی

و آن کجا داند ،که دُرد آشام نیست

خوابِ بیهنگامت از ره میبرد

ورنه بانگ صبح ، بی هنگام نیست..

"سعدی"

پ.ن:ای کاش یک روز میشد که بشینم و روبروم بوستان سعدی باشه و های بخونم و بخونم تا درون شعراش گم بشم ... چقدر یک آدم میتونه اینقدر دوست داشتنی باشه ... .

چشمان سبزش رو به چشم من...

ما را در سایت چشمان سبزش رو به چشم من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: پنجشنبه 1 تير 1396 ساعت: 5:42

صفحه بندی